ارویه

لغت نامه دهخدا

ارویه. [ اَرْ ی َ ] ( ع اِ ) ج ِ رِواء، به معنی رسنی که بدان بار بر شتر بندند. ( منتهی الارب ).
ارویه. [ اُ وی ی َ / اِ وی ی َ ] ( ع اِ ) بز ماده کوهی. ج، اراوی،اروی. ( مهذب الاسماء ). ارویه بضم الالف و کسرها و سکون الراء المهملة و کسرالواو و فتح الیاء و الهاء انثی الوعول و ثلث اَراوی الی العشر و الکثیر اروی او هو اسم للجمع مؤنثةً، فارسیتها بز کوهی. ( قاموس ).

فرهنگ فارسی

بز ماده کوهی

جمله سازی با ارویه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 رافائلو، در جنوا از یک تاجر به دنیا آمد که به لیورنو نقل مکان کرد. در سال ۱۸۰۵ به رم سفر کرد تا کشیش شده و در کلیسا خدمت کند. او تحصیلات خود را در یک مدرسه علمیه یسوعی در ارویه‌تو، جایی که عموی رافائلو اسقف بود، به پایان رساند. در سال ۱۸۱۲ توسط دولت ناپلئون دستگیر و به جزیره کرس تبعید شد. او در سال ۱۸۱۴ آزاد شد و دیگر به کلیسا نرفت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران