لغت نامه دهخدا
ارهی. [ اُ هََ ]( اِخ ) شهر الرها. ادسا. اورفا. ( فرهنگ ایران باستان تألیف پورداود ج 1 ص 161 ). و رجوع به رها شود.
ارهی. [ اُ هََ ]( اِخ ) شهر الرها. ادسا. اورفا. ( فرهنگ ایران باستان تألیف پورداود ج 1 ص 161 ). و رجوع به رها شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بلوک کار، دموکراسی و آزادی در انتخابات سراسری ۲۰۱۱ توانست ۵/۶۷ درصد از آرا به دست بیاورد و ۳۵ نماینده را ارهی مجلس کند. نامزدهای منتخب عمدتاً از منطقهٔ کردستان ترکیه بودند.
💡 خیره مانی در آن صور آن دم شاد گردی و ارهی از غم