ارمله

لغت نامه دهخدا

( ارملة ) ارملة. [ اَ م َ ل َ ] ( ع ص ) زن بی شوهر. زن بیشوی بیوه و اگر بی شوهر موسر باشد او را ارمله نگویند. بیوه محتاج و بیچاره. ( منتهی الأرب ). زن بی شوی فقیر و بدبخت.بیوه، و مرد و زن را گویند. ( مهذب الاسماء ). ج، اَرامِل، ارامیل. ( منتهی الأرب ). مردم ضعیف و فقیر و محتاج. ( مؤید الفضلاء ). درویشان و محتاجان و ضعیفان از مردان و زنان. ( منتهی الأرب ). و رجوع به ارمل شود.

فرهنگ فارسی

زن بی شوهر، بیوه زن، زن بی شوهرفقیروبیچاره، ونیزارمله مردم ضعیف ومحتاج وبینواازمردان وزنان
زن بی شوهر

جمله سازی با ارمله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سعید السبع می‌گوید که حسن سلامه، فرمانده منطقه مرکزی غربی ارتش جهاد مقدس بود و این عکس او را در داخل یک پناهگاه در مقر خود در ساختمان رجا در نزدیکی شهر ارمله نشان می‌دهد که این عکس را روزنامه المصور مصر در تاریخ ۱۲/۱/۱۹۴۸ منتشر کرد.