درند

لغت نامه دهخدا

درند. [دَ رَ ] ( اِ ) شکل و صورت و شمایل. ( جهانگیری ). شکل و شمایل و صورت. ( برهان ) ( آنندراج ). || مانند و سان، چنانکه گویند: فلک درند؛ یعنی فلک سان و فلک مانند. ( برهان ) ( آنندراج ). مثل و مانند و سان و مشابهت. || رسم و طرز و روش. ( ناظم الاطباء ).
درند. [ دُ رُ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان بهاباد بخش بافق شهرستان یزد واقع در 72 هزارگزی شمال باختری بافق و 13 هزارگزی راه بهاباد به جزستان. آب آن از چشمه و قنات و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10 ).

فرهنگ فارسی

ده کوچکی است از دهستان بهاباد بخش بافق شهرستان یزد واقع در ۷۲ هزار گزی شمال باختری بافق و ۱۳ هزار گزی راه بهاباد به جزستان آب آن از چشمه و قنات و راه آن مالرو است

دانشنامه عمومی

درند، روستایی از توابع بخش خرانق شهرستان اردکان در استان یزد ایران است.
این روستا در دهستان رباطات قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۰۰ نفر ( ۶۱خانوار ) بوده است.

جمله سازی با درند

💡 نبینی حرص این جهّال بر کردار بد زان پس که پیوسته همی درند بر منبر گریبان‌ها

💡 از پیمبر که بدین سلسله سالار آمد با تنی چند که دانیم و بهر حلقه درند

💡 هان تا از آن گروه نباشی که در جهان چون گاو می‌خورند و چو گرگان همی درند

💡 درند علیا، روستایی از توابع بخش بهاباد شهرستان بافق در استان یزد ایران است.

💡 درند از رشگ بر تن شاهدان نظم پیراهن تو چون بر شاهد معنی لباس نثر پوشانی

میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز