ارزم

لغت نامه دهخدا

( آرزم ) آرزم. [ رَ ] ( اِ ) رزم. جنگ. کارزار. ( غیاث اللغات ).
ارزم. [ اَ زَ ] ( اِخ ) موضعی است در دودانگه هزارجریب. ( سفرنامه مازندران و استرآباد رابینو ص 122 ).

فرهنگ معین

( آرزم ) (رَ ) ( اِ. ) رزم، جنگ.

فرهنگ فارسی

( آرزم ) ( اسم ) رزم کارزار جنگ.
جنگ کارزار
رزم، کارزار، نبرد، جنگ
موضعی است در دودانگه هزار جریب

فرهنگ اسم ها

اسم: آرزم (پسر) (فارسی) (تلفظ: ārazm) (فارسی: آرَزم) (انگلیسی: arazm)
معنی: جنگ، رزم، کارزار

جمله سازی با ارزم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 می‌لرزم از آن که نه ارزم ٭ وازانم کی سزم جاوید نیاویزم.

💡 طبیبا، بهر جان ناتوانم غم مخور چندین رها کن جان دهم، زیرا نمی ارزم به درمانی

💡 گر به آن ارزم که در اصلم خریداری کنی اصل و فرعم را بخر وآن گه به لطف خود سپار

💡 در گلشن کوی تو من خار چه ارزم آتش به من انداز که خار و خسم آنجا

💡 من خود به چه ارزم که تمنای تو ورزم در حضرت سلطان که برد نام گدایی

💡 در حبس چه آید ز من و من به چه ارزم کامروز نمی بینم جز زندانبانی

داجون یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز