ارزاس

لغت نامه دهخدا

ارزاس. [ اَ ] ( اِخ ) نام ارشک بیونانی. از جمله نام والی مملکتی در جوار آبیسارس، معاصر اسکندر مقدونی. ( ایران باستان ص 1818 ). رجوع به ارزاکس شود.

جمله سازی با ارزاس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خجسته به هنگام شاه اردشیر همان گاه داراب ارزاس پیر

💡 چو سالی دو ارزاس شاهی نمود به دل کینه با گواسش فزود

💡 چو آگه شد ارزاس را هم بکشت همه تخت شاهیش آمد به مشت

💡 نخست اشک کش بد زآرش نژاد همش نام ارزاس آرند یاد

💡 کهین کش همی بود ارزاس نام سوی قیصر روم برداشت گام

💡 یکی نامور بود ارزاس نام به بلخ اندرون زیستی شادکام

کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
خلود یعنی چه؟
خلود یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز