ادون

لغت نامه دهخدا

ادون. [ اَ وَ] ( ع ن تف ) نعت تفضیلی از دون. نزدیکتر. ( غیاث اللغات ). || کمینه تر. حقیرتر. ( غیاث اللغات ).

فرهنگ فارسی

نزدیکتر حقیرتر

جمله سازی با ادون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 طبقه‌بندی دانه‌ها از روی بلندترین قطر آنها صورت می‌گیرد که برای اولین بار توسط ادون و ونتورت ارائه شده‌است.

💡 برای رضای خاطر اهورامزدا و ایزدان و بخاطر روان خویش مرا در کشور پایه و قدرتی بزرگ بخشید و جایگاه و قدرت بزرگم از اوست و او مرا در همهٔ کشور ادون بد ( پخش کنندهٔ هدایا میان پرستشگاه‌ها) و پریستار پرستشگاه آتش آناهیتا- اردشیر و ایزد آناهیتا کرد و او مرا که کرتیرم به لقب نگهبان روان بهرام و موبد اهورامزدا ملقب کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران