اخضاب

مترادف‌ها

رنگ کردن، حناآرایی

لغت نامه دهخدا

اخضاب. [ اِ ] ( ع مص ) اخضاب ارض؛ برآمدن گیاه از زمین.

جمله سازی با اخضاب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 لیکن هنوز موسم آن نیستت برو مور اخضاب کن که بشرع این گناه نیست

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران