لغت نامه دهخدا
اخروش. [ اُ ] ( اِ ) خروش. شور و غوغا. ( برهان قاطع ):
شادی و خوشی امروز به از دوش کنم
بجهم دست زنم نعره و اخروش کنم.منجیک ( از شعوری ).و در دیوان منوچهری در مسمطی بنام منوچهری آمده است.
اخروش. [ اُ ] ( اِ ) خروش. شور و غوغا. ( برهان قاطع ):
شادی و خوشی امروز به از دوش کنم
بجهم دست زنم نعره و اخروش کنم.منجیک ( از شعوری ).و در دیوان منوچهری در مسمطی بنام منوچهری آمده است.
شور و غوغا.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شادی و خوشی، امروز به از دوش کنم بچمم، دست زنم، نعره و اخروش کنم