لغت نامه دهخدا
ابوالمعمر. [ اَ بُل ْ م ُ ع َم ْ م َ / م َ م َ ] ( اِخ ) بدرالدین اسماعیل تبریزی. رجوع به بدرالدین شود.
ابوالمعمر. [ اَ بُل ْ م ُ ع َم ْ م َ / م َ م َ ] ( اِخ ) بدرالدین اسماعیل تبریزی. رجوع به بدرالدین شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شمع بزرگان ابوالمعمر کو کرد جان و دل ما ز بند درد و غم آزاد