ریشه هر دستاورد سترگ، در بنیانگذاری استوار و دقیق آن نهفته است؛ چرا که بنی هر سازهای، خواه مادی و خواه معنوی، ضامن بقا و کمال آن در گذر زمان خواهد بود. تکرار مکرر این مفهوم، تأکیدی است بر اینکه پیش از هرگونه گسترش و توسعه، لازم است زیرساختها با دقت و وسواس مهندسی شوند. بر اساس این اصل، بنا نهادن دانش، اخلاق، و سازمانها نیازمند توجه به جزئیاتی است که در نگاه اول شاید ناچیز جلوه کنند، اما در بلندمدت، قوام کلیت را تعیین مینمایند. این اصل بنیادین، ایجاب میکند که رویکرد ما همواره از مرحلهٔ پیریزی آغاز گردد.
پس از تثبیت بنیان، مرحلهٔ بازنویسی و گسترش آغاز میشود که طی آن، ساختار اولیه پلهپله ارتقا مییابد. این گسترش نباید به گونهای باشد که اصالت و جوهرهٔ بنا را مخدوش سازد؛ بلکه باید در راستای تکمیل و تعمیق آن باشد. در این فرآیند، هر بخش الحاقی باید با دقت به بخشهای پیشین متصل شود تا وحدت شکلی و کارکردی حفظ گردد. بدین منظور، رعایت دقیق ضوابط فنی و استفاده از بهترین مصالح، چه در حوزهٔ زبان و چه در عرصهٔ عمل، امری حیاتی است تا اطمینان حاصل شود که «بنا»ی حاصل، مقاوم در برابر ناملایمات و شایستهٔ هدف اولیه است.