اب و جارو کردن

مترادف‌ها

نظافت کردن، تمیز کردن، جارو کردن

لغت نامه دهخدا

( آب و جارو کردن ) آب و جارو کردن. [ب ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) روفتن بجاروب با آب پاشیدن.

جمله سازی با اب و جارو کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 پس از بازگشایی سفارت عده ای از جوانان عراقی در محل کنسولگری ایران حضور یافته و برای اعلام همبستگی با ایران به اب و جارو کردن و تمیز کردن ساختمان جدید کنسولگری پرداختند.

💡 اب و جارو کردن مداوم محوطه مدرسه توسط دانش‌آموزان، به آن‌ها کمک می‌کند تا مسئولیت‌پذیری نسبت به محیط زندگی و نظافت خود را به خوبی بیاموزند.

💡 قبل از شروع مراسم رسمی در سالن بزرگ، تیم نظافت باید با دقت بسیار بالا به اب و جارو کردن تمام سطوح و گوشه و کنار بپردازند.

💡 اب و جارو کردن حیاط خانه در صبح زود، می‌تواند شروع بسیار خوبی برای یک روز پرانرژی و تازه کردن فضای محیط اطراف برای خانواده باشد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران