لغت نامه دهخدا
مایشاء. [ ی َ ] ( ع اِ مرکب ) هرآنچه خواهد. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
- فعال مایشاء؛ شخص خود مختار و لگام گسیخته و مستبد. آنکه هرچه بخواهد می کند. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به فعال مایرید و فعال مایشاء شود.
مایشاء. [ ی َ ] ( ع اِ مرکب ) هرآنچه خواهد. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
- فعال مایشاء؛ شخص خود مختار و لگام گسیخته و مستبد. آنکه هرچه بخواهد می کند. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به فعال مایرید و فعال مایشاء شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا دلیل قوت است و تا نشان قدرت است یفعل الله مایشاء یحکم الله ما یرید
💡 نقش یمحوالله و یثبت مایشاء را خامه اش بر کف من عنده علم الکتاب انداخته
💡 پیر صاحب اندیشه مشعبد پیشه، قطعه ای کاغذ مزعفر از پارچه خرقه اخضر بیرون کشید و ببوسید و بر سر نهاد و بدست راست بمن داد و گفت: بسم الله الذی لیس علی حکمه مزید یفعل مایشاء و یحکم مایرید.
💡 چو حکم یفعل اللّه مایشاء است نمیدانم که بیچون و چرایست