کلمهی «لگام گسیخته» در فارسی به معنای کنترلنشده، افسارگسیخته یا کسی یا چیزی است که از حد و مرز رفتار یا نظم خارج شده است. این واژه از ترکیب «لگام»، که وسیلهای برای هدایت و کنترل اسب یا حیوانات بارکش است، و «گسیخته» به معنای رها شده یا از هم گسیخته گرفته شده است. وقتی گفته میشود چیزی لگام گسیخته است، منظور این است که تحت هیچ کنترل یا محدودیتی نیست و رفتار یا عملکرد آن آزاد و اغلب بیقاعده است. در ادبیات فارسی، این عبارت برای توصیف احساسات، خشم، شور، حرص یا جریان غیرقابل مهار انسانی بهکار رفته است. لگام گسیخته میتواند به فرد، جمعیت، حیوان یا حتی نیروهای طبیعی اشاره داشته باشد که رفتارشان نامحدود و خطرناک است. این واژه بار معنایی منفی دارد و معمولاً به حالتی هشداردهنده یا نگرانکننده اشاره میکند. در مکالمات روزمره نیز برای بیان افراط، بیانضباطی یا آشفتگی بهکار میرود. از نظر معنایی، «لگام گسیخته» با واژههایی مانند کنترلنشده، افسارگسیخته، بیحد، بیقانون و بیمهار هممعنی است و بر آزادی نامحدود یا بینظمی تأکید دارد.
لگام گسیخته
لغت نامه دهخدا
لگام گسیخته. [ ل ُ / ل ِ گ ُ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) مطلق العنان. افسارسرخود. بی بندوبار. لاابالی.
فرهنگ معین
( ~. گُ تِ یا تَ ) (ص مف. ) بی بند و بار، لاقید، لاابالی.
فرهنگ عمید
۱. اسبی که افسارش را پاره کرده.
۲. [مجاز] لاقید، بی بندوبار، سرخود.
ویکی واژه
بی بند و بار، لاقید، لاابالی.
جمله سازی با لگام گسیخته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «ارمنستان میبیند که آرامش بتدریج به کشورش بازمیگردد و از مشکلاتش کاسته میشود. او امروز نسبت به تمام لحظات دو سال عمرش از همه وقت قوی تر است. تا آنجا که سرنوشتش به خودش بستگی دارد ثابت کردهاست که قادر به تأمین آن هست، ولی این سرنوشت به قدرتهای لگام گسیخته بیگانه نیز وابسته است.»