غضنفر خانی

لغت نامه دهخدا

غضنفرخانی. [ غ َ ض َ ف َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان کمهر و کاکان، بخش اردکان شهرستان شیراز که در 46500گزی شمال باختری اردکان و 2000گزی کنار راه شوسه اردکان به تل خسروی قرار دارد در جلگه واقع است و هوای آن معتدل و سکنه آن 115تن شیعه اند و به زبان فارسی و لری سخن میگویند. آب آن از چشمه تأمین میشود و محصول آن غلات، تریاک و حبوبات است. شغل اهالی زراعت میباشد، و راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان کمهر و کاکان بخش اردکان شهرستان شیراز که در ۴۶۵٠٠ گزی شمال باختری اردکان و ۲٠٠٠٠ گزی کنار راه شوسه اردکان بتل خسروی قرار دارد

دانشنامه عمومی

غضنفرخانی، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان بویراحمد در استان کهگیلویه و بویراحمد ایران است.
این روستا در دهستان کاکان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۷۰ نفر ( ؟ خانوار ) بوده است.

جمله سازی با غضنفر خانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از خوف تب کند که مبادا گمان برند کن سرخی از تپانچهٔ ظلم غضنفر است

💡 یادکردی عاشقانه از سلطان غضنفر می‌کند و دل خود را شکار او می‌خواند:

💡 پلنگ طبعی و من بر درت چو سگ خوارم بدست جور مزن بر چو من غضنفر سنگ

💡 حسینیه غضنفر مربوط به اواخر دوره زند - دوره قاجار است و در بندر لنگه، حاشیه شمالی میدان مسجد آقا واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۸ خرداد ۱۳۵۴ با شمارهٔ ثبت ۱۰۸۱ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

💡 بانو غضنفر به زبان‌های فارسی، ازبکی، پشتو، روسی تسلط دارد و نیز اندکی به ترکی استانبولی و انگلیسی صحبت کرده می‌تواند.

💡 گل همان بهتر که بدهد بر غضنفر چشم زخم نی رخی تابنده چون چشم غضنفر داشتن

ملخ یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
نیلی یعنی چه؟
نیلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز