گشتاسفی
لغت نامه دهخدا
گشتاسفی. [ گ ُ س ِ ] ( اِخ )از کنار آب دریا ولایت گشتاسفی است [ که ] گشتاسف بن لهراسب [ آن را ] ساخت و نهری بزرگ از آب کروارس بریده است و از آن جویها برداشته و بر آن دیهای فراوان ساخته. حاصلش غله، برنج، اندک پنبه و میوه بود مردمش سفیدچهره اند و بر مذهب امام شافعی. زبانشان پهلوی بجیلانی باز بسته است. حقوق دیوانیش بر امان سابق پیش از ظهور دولت مغول کمابیش صد تومان این زمان بوده است و اکنون صد و هجده هزار و پانصد دینار است و در وجه اقطاعات عساکر که آنرا ساکن اند متفرق باشد. ( نزهة القلوب صص 92-93 ). و رجوع به تاریخ گزیده ص 180 شود.
فرهنگ فارسی
از کنار آب دریا ولایتی است
جمله سازی با گشتاسفی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در منابع اسلامی این منطقه را گشتاسفی مینامیدند.
💡 حمدالله مستوفی در نزهةالقلوب (تألیف در ۷۴۰ق/۱۳۳۹م) زبان زنجان و مراغه و گشتاسفی را پهلوی ذکر میکند و میگوید «زبانشان پهلوی به جیلانی بازبستهاست» که منظور همان گویشهای گوناگون زبانهای تاتیتبار است. بسیاری از اهالی تالش شمالی بر مذهب تسنن اند گویا تمایل به تشیع در میان اهالی تالش شمالی از اوایل دوره صفوی آغاز شد. تأثیرات باورهای زرتشتی نیز هنوز در مذهب آنها مشهود است.[نیازمند منبع]