لغت نامه دهخدا
کژدم زده. [ ک َ دُ زَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) آزرده به نیش کژدم. کسی که کژدم او را نیش زده باشد:
می زده را هم بمی دارو و مرهم بود
راحت کژدم زده کشته کژدم بود.منوچهری.
کژدم زده. [ ک َ دُ زَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) آزرده به نیش کژدم. کسی که کژدم او را نیش زده باشد:
می زده را هم بمی دارو و مرهم بود
راحت کژدم زده کشته کژدم بود.منوچهری.
( صفت ) کسی که عقرب او را نیش زده: ( می زده را هم بمی دارو و مرهم بود راحت کژدم زده کشت. کژدم بود ). ( منوچهری )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بپیچید برخود کژدم زده ویا همچو مار سرو دم زده