فلاحی

لغت نامه دهخدا

فلاحی. [ ف َ ] ( ص نسبی ) منسوب به فلاح که نام جد خاندانی است. ( از سمعانی ).
فلاحی. [ ف َل ْ لا ] ( حامص ) کشاورزی. فلاحت. برزگری. رجوع به فلاح شود.

فرهنگ فارسی

کشاورزی ٠ فلاحت

جمله سازی با فلاحی

💡 حسین فلاحی سیچانی (زادهٔ ۲۵ آبان ۱۳۱۷ در اصفهان – درگذشتهٔ ۲۶ شهریور ۱۴۰۰ در اصفهان) نگارگر اهل ایران بود.

💡 ولی‌الله فلاحی (۱۰ اردیبهشت ۱۳۱۰، طالقان – ۷ مهر ۱۳۶۰، کهریزک)، نظامی ارشد ایرانی، سرتیپ نیروی زمینی ارتش، رئیس ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران از ۲۹ خرداد ۱۳۵۹ تا ۷ مهر ۱۳۶۰ و همچنین اولین فرمانده نیروی زمینی ارتش پس از پیروزی انقلاب بود.

💡 برابر تصویب «شورای عالی نشان‌ها» در ارتش ایران، به پاس «فرماندهی و مدیریت ولی‌الله فلاحی در صحنه‌ها و برهه‌های سرنوشت ساز دوران انقلاب تا عملیات ثامن الائمه و ایثار» نخستین نشان فداکاری به وی تعلق گرفت.

💡 حاشیه دیگر این سریال مخالفت صداوسیما با پخش تیتراژ با صدای مازیار فلاحی بود که پس از لغو این تیتراژ، ترانه ارث اجدادی با صدای رضا یزادنی جایگزین آن شد»

💡 موزه "تماشاگه زمان" در تهران، خیابان ولی‌عصر، ابتدای خیابان سرلشکر فلاحی (زعفرانیه)، نبش چهارراه پرزین بغدادی، پلاک ۱۲ واقع شده‌است.