نفس راست کردن
مترادفها
نفس تازه کردن، نفس گرفتن
لغت نامه دهخدا
نفس راست کردن. [ن َ ف َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) نفس درست کردن. اندک آرام گرفتن. ( آنندراج ). توقف کردن و آرام گرفتن. ( ناظم الاطباء ) ( از غیاث اللغات ). نفس تازه کردن:
نفس از خانه ٔآئینه اینجا راست می کردی
اگر آگاه می گشتی ز درد انتظار من.صائب ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
نفس درست کردن. اندک آرام گرفتن. توقف کردن و آرام گرفتن.
جمله سازی با نفس راست کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وصال کعبه طلب می کنی، شتابان باش که چوب منع، نفس راست کردن است اینجا