محمدتقی سپهر، معروف به لسانالملک (متولد ۱۲۹۷ ق)، فقیه، تاریخنگار و شاعر ایرانی بود که پس از تحصیل مقدمات علوم قدیم، به فنون شعر، عروض و قافیه پرداخت. او در جوانی از کاشان به تهران آمد و به خدمت صبا، ملکالشعرای فتحعلی شاه رسید و به تشویق او قصد تألیف کتابی در علم قافیه داشت، اما فوت صبا در سال ۱۲۳۸ ق، این کار را نیمهتمام گذاشت. سپس به کاشان بازگشت و به خدمت محمود میرزا، پسر فتحعلی شاه درآمد و لقب سپهر گرفت. بعدها از طرف فتحعلی شاه به تهران فراخوانده شد و به عضویت دیوان درآمد. در دوران محمدشاه، او مداح خاص شاه، منشی و مستوفی دیوان شد و مأمور نوشتن کتاب «ناسخ التواریخ» گردید که تاریخ عمومی را از ابتدای خلقت تا سال ۱۲۷۳ ق ثبت کرده است. تلاشها و خدمات اداری و علمی او موجب شد ناصرالدین شاه لقب لسانالملک را به او اعطا کند. سپهر همچنین دیوان اشعار و آثار دیگری مانند «براهین العجما» و «سرالانوار» دارد. او در هفدهم ربیعالثانی ۱۲۹۷ ق در تهران درگذشت و جسدش به نجف اشرف منتقل شد.
محمدتقی سپهر
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] محمدتقی سپهر، معروف به لسان الملک (م ۱۲۹۷ ق) پس از تحصیل مقدمات علوم قدیم، به فنون شعر و عروض و قافیه پرداخت. در جوانی از کاشان به تهران آمد و به خدمت همشهری خود، مرحوم صبا ملک الشعرای فتحعلی شاه، رسید و به تشویق صبا به تألیف کتابی در علم قافیه مشغول شد؛ ولی به علت فوت صبا در سال ۱۲۳۸، این کار ناتمام ماند و میرزا محمد تقی به کاشان برگشت و در آنجا محمود میرزا، پسر فتحعلی شاه حکمران کاشان، او را به منادمت خود برگزید و به او تخلّص سپهر داد. سپس از طرف فتحعلی شاه به تهران دعوت شد و در سلک اعضای دیوان درآمد. سپهر در عهد محمدشاه مداح خاص شاه و منشی و مستوفی دیوان شد و به نوشتن کتاب ناسخ التواریخ مأموریت یافت. این کتاب، که تاریخ عمومی است، به وقایع تاریخی از ابتدای خلقت تا سال ۱۲۷۳ ق پرداخته است. تلاشهای او موجب شد تا پس از چندی، ناصرالدین شاه به او لقب «لسان الملک» دهد.
براهین العجماسرارالانواردیوان اشعارناسخ التواریخ.
وفات
وفات سپهر در هفدهم ربیع الثانی ۱۲۹۷ ق در تهران اتفاق افتاد و جسد او را به نجف اشرف منتقل ساختند.
منبع
سایت اندیشه قم
...
جمله سازی با محمدتقی سپهر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس از این شکست ساکیها در لرستان و خوزستان پراکنده شده و بخشی از آنها به عنوان یکی از طوایف سگوند درآمدند. یکی از مورخان معروف به نام محمدتقی سپهر قصیده ای طولانی تحت عنوان قصیده مسود اوراق در شرح مقابله شاهزادگان اراک سرودهاست که بیانگر این ماجراست.
💡 بر پایهٔ روایت نامهٔ خسروان، عربها و مغولان دو متهم اصلی زوال ایران بودند؛ شگفت آنکه یونانیان در فهرست متهمانجای نگرفتند. چنین رویکردی به تاریخ —بهویژه آنجا که حملهٔ عرب و ورود اسلام را فاجعهای عظیم میانگاشت— در تضاد آشکار با جریان تاریخنگاری سنتی قاجاری بود که در آثار افرادی همچون رضاقلیخان هدایت و محمدتقی سپهر بازتاب مییافت.