مجلس داشتن

لغت نامه دهخدا

مجلس داشتن. [ م َ ل ِ ت َ ] ( مص مرکب ) وعظ گفتن. موعظه کردن. مجلس گفتن: و نیز گویند که در بنی اسرائیل سخط قحطافتاد و خلق در ماندند یوشع بر منبر آمد و مجلس داشت. ( قصص الانبیاء چ شهشهانی ص 130 ). تا روزی مجلس می داشت، در دل موسی بگردید که مرا علم بسیار شد. ( قصص الانبیاء ایضاً صص 123-124 ). و رجوع به مجلس گفتن شود.

فرهنگ فارسی

موعظه کردن

جمله سازی با مجلس داشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شیخ الاسلام گفت: دو تن دیده‌ام، کی از وی سخن برمت؟بازدانست گفتی یکی شیخ بوعلی گارز حکایت آن جوان و سگ که دید که گفتند: کار بنماینده است نه بیننده او بگفته ازو. دیگر شیخ محمد قصاب آملی٭ شاگرد وی بود و مذکری کردی. شیخ بوالعباس ویرا از مجلس داشتن باز داشته بود، کی عام را سخن نگوی کی سخن وی بلند شد.

هوابد یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز