کاکل مشک

لغت نامه دهخدا

کاکل مشک. [ ک ُ م ُ ] ( ص مرکب ) زلف مشکین. ( ناظم الاطباء ). آنکه زلف مشکین دارد.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه زلفی مشکی دارد زلف مشگین.

جمله سازی با کاکل مشک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 برخیز پریشان کن آن کاکل مشک افشان یعنی که بفرق ماه از غالیه پرچم زن

💡 بزم آشفته دلان چند معطر داری کاکل مشک فشانست که بر سر داری

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران