ناقض عهد

لغت نامه دهخدا

ناقض عهد. [ ق ِ ع َ ] ( ص مرکب ) شکننده پیمان. پیمان گسل. عهدشکن. پیمان شکن. عهدگسل. میثاق شکن: لایق و موافق نمی نماید به ترهات ناقص عقلی و مموهات ناقض عهدی بر چنین سیاستی هایل... اقدام نمودن. ( سندبادنامه ص 85 ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه عهدخودرابشکندپیمان شکن: [ لایق وموافق نمی نمایدبه ترهات ناقص عقلی ومموهات ناقض عهدی برچنین سیاستی هایل...اقدام نمودن ]

جمله سازی با ناقض عهد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عبدالبهاء در وصیت‌نامه خود که «الواح وصایا» نامیده می‌شود شوقی افندی نوه ارشد خود را به عنوان جانشین برگزید و با تشریح فعالیتهای میرزا محمدعلی او را ناقض عهد اعلام و از جامعه بهائی طرد کرد. پیروان میرزا محمدعلی در عکا و نواحی آن حداکثر متشکل از شش خانواده بودند که فعالیتهای دینی خاصی نداشتند و عملاً در جامعه اسلامی آن منطقه حل شدند.

💡 صمدیه با مجدالدین، فرزند آقای کلیم برادر بهاءالله، ازدواج کرد. مجدالدین یکی از بزرگ‌ترین منتقدان عبدالبهاء بود و در نهایت صمدیه و مجدالدین هر دو به عنوان ناقض عهد و میثاق اعلام شدند. صمدیه در سن ۴۹ سالگی در سال ۱۲۸۳ یا ۱۲۸۴ درگذشت و همسر او بیش از صد سال عمر کرد و در سال ۱۳۳۴ از دنیا رفت.

💡 عبدالبهاء در وصیت‌نامه خود که «الواح وصایا»‌ نامیده میشود شوقی افندی نوه ارشد خود را به عنوان جانشین برگزید و با تشریح فعالیتهای میرزا محمدعلی او را ناقض عهد اعلام و از جامعه بهائی طرد کرد. طرفداران میرزا محمدعلی در عکا و نواحی آن حداکثر متشکل از شش خانواده بودند که فعالیتهای دینی خاصی نداشتند و عملاً در جامعه اسلامی آن منطقه حل شدند.

جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
اصالت یعنی چه؟
اصالت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز