لغت نامه دهخدا
نیک روی. ( ص مرکب ) نیک رو. رجوع به نیک رو شود:
ای نیک نام ای نیک خوی ای نیک دل ای نیک روی
ای پاک اصل ای پاک رای ای پاک طبع ای پاک دین.فرخی.
نیک روی. ( ص مرکب ) نیک رو. رجوع به نیک رو شود:
ای نیک نام ای نیک خوی ای نیک دل ای نیک روی
ای پاک اصل ای پاک رای ای پاک طبع ای پاک دین.فرخی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در بد و نیک روی او بینند عشق او را بصدق بگزینند
💡 تو خود از ظالم مدار امید نیک روی ظالم خود سیه باشد چو دیگ
💡 در دیدهٔ خصم نیک روی تو مباد بر عاشق سفله نیک خوی تو مباد
💡 گرده نشانه مسئولیتها و وظیفههایی است که هرکس به عهده دارد و باید بهدرستی انجام دهد. گریبان که کیسه کرفه یا کیسه کار نیک هم خوانده میشود، یادآور است که همه کردارهای نیک روی هم انباشته شده و آدمی را به خوشبختی میرساند. نزدیک قلب بودن آن نشانهای است که کارهای نیک باید قلباً و خالصانه انجام شود. سپیدی آن نماد پاکی و بی غل و غش بودن است.