مدیح گوی

لغت نامه دهخدا

مدیح گوی. [ م َ ] ( نف مرکب ) مداح. مدحتگر. مدحت سرای:
نوان و سست تنم تا مدیح گوی توام
مدیح گوی تو هرگز مباد سست و نوان.معزی.

فرهنگ فارسی

مدحتگر

جمله سازی با مدیح گوی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بطبع خوش ز نکو سیرت تو پیش آید مدیح گوی زبانها و خاکبوس شفاه

کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
ربع الخالی یعنی چه؟
ربع الخالی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز