نامهربانی
مترادفها
بیمهری، بیلطفی، سنگدلی
متضادها
مهربانی، محبت، لطف
لغت نامه دهخدا
نامهربانی. [ م ِهَْ رْ / م ِ رِ ] ( حامص مرکب ) بی محبتی. جفاکاری. ( ناظم الاطباء ). عمل و صفت نامهربان. مقابل مهربانی. رجوع به مهربانی و نامهربان شود.
فرهنگ فارسی
۱ - بی مهری بی محبتی. ۲ - بی رحمی سنگدلی مقابل مهربانی.
جمله سازی با نامهربانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 می ریزم از چشم تر لخت دل و خون جگر از حق نمی رنجی اگر نامهربانی ای پسر
💡 من اسیرم در کف مهر و وفای خویشتن ورنه او سنگین دل نامهربانی بیش نیست
💡 از پی سنگین دل نامهربانی روز و شب بر رخ چون زر نثار گنج گوهر داشتن
💡 دریغا گشت صرف مهربانی عمر و، نتوانم که با خود مهربان سازم دل نامهربانی را
💡 هرگزت روزی هوای ما نخاست آخر این نامهربانی تا کجاست
💡 به افسون موم از آهن کردن آسان تر از آن باشد که از کین بر سر مهر آوری نامهربانی را
💡 نامهربانی و برخورد تند با مشتریان میتواند باعث شود که آنها دیگر هرگز به آن فروشگاه مراجعه نکنند و اعتبار برند شما نیز آسیب ببیند.
💡 او به دلیل نامهربانی و نداشتن صبر در برخورد با همکاران خود، در نهایت باعث شد که ارتباطات اجتماعیاش با سایر اعضای تیم قطع شود.
💡 گاهی اوقات سختیهای زندگی باعث میشود که افراد دچار نوعی نامهربانی ناخواسته شوند، اما باید تلاش کرد تا رفتار خود را کنترل و اصلاح کنیم.