لغت نامه دهخدا
معافیت. [ م ُ فی ی َ ] ( از ع، مص جعلی، اِمص ) معاف بودن. معافی. بخشودگی. و رجوع به معاف و معافی شود.
معافیت. [ م ُ فی ی َ ] ( از ع، مص جعلی، اِمص ) معاف بودن. معافی. بخشودگی. و رجوع به معاف و معافی شود.
(مُ یَ ) [ ع. ] (مص جع. ) معافی، معاف بودن.
معاف بودن معافی: معافیت از نظام و ظیفه. خزانه داری با دادن معافیتهای مالیاتی یا صدور حوالجات بعهد. منابع در آمد محل که در تملک حکومت بود تعهدات خود را می پرداخت.
معاف بودن معافی
معافی، معاف بودن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با اینکه برمودا یکی از سرزمینهای ماورای بحار بریتانیا است اما هنوز هم خدمت وظیفه را برای دفاع از خود حفظ کردهاست. مردانی که در سنین ۱۸ تا ۳۲ سال هستند با استفاده از قرعهکشی به خدمت فراخوانده میشوند تا به مدت ۳۸ ماه در گردان برمودا خدمت کنند. حضور در خدمت به صورت پارهوقت است. با این حال هر کس که اعتراضی به این شیوه داشته باشد حق دارد وضع خود را در دادگاه معافیت مطرح کند.
💡 در پی جریان جنجال کارت معافیت بازیکنان فوتبال کارت معافیت چند تن از بازیکنان مطرح ایران از جمله وی باطل شد. و بههمین دلیل برای گذراندن دوران سربازی به تیم باشگاه فوتبال تراکتورسازی تبریز پیوست.
💡 طبق قانون قبلی انتخابات داوطلبان نمایندگی مجلس شورای با داشتن معافیت دائم یا موقت و معافیت تحصیلی و همچنین پایان خدمت وظیفه عمومی میتوانستند در انتخابات شرکت و در صورت کسب رای از سوی مردم راهی مجلس شورای اسلامی شوند، اما در قانون جدید باید حتماً دارای معافیت دائم و یا پایان خدمت وظیفه عمومی قانونی باشند.