میانه روی

لغت نامه دهخدا

میانه روی. [ ن َ / ن ِ رَ ] ( حامص مرکب ) حالت میانه رو. اعتدال. قصد. اقتصاد. دوری از افراط و تفریط.( یادداشت مؤلف ). اعتدال و اقتصاد و نه تفریط و افراط. میان روی و عدم اسراف. ( ناظم الاطباء ): اعتزام، میانه روی گزیدن در تک و رفتار و جز آن. استقصاد؛ میانه روی خواستن. ( منتهی الارب ). و رجوع به میانه رو شود.

فرهنگ عمید

حد وسط کاری را در پیش گرفتن، خودداری از افراط و تفریط.

فرهنگ فارسی

عمل میانه رو اعتدال.

فرهنگستان زبان و ادب

{temperance} [اعتیاد] مهار رفتار خود با غلبه بر هیجان ها و انگیزش ها

جمله سازی با میانه روی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ماجرای داستان در شمال غربی سرزمین میانه روی می‌دهد که عرض جغرافیایی آن با سواحل اروپا و کرانه‌هایِ شمالی دریای مدیترانه معادل است... اگر عرض جغرافیایی هابیتون و ریوندل را برابر با آکسفورد بگیریم، میناس‌تیریث، ۶۰۰ مایل (تقریباً ۹۶۵ کیلومتر) به سمت جنوب تقریباً در عرض جغرافیایی فلورانس است. مصب رود آندوین و شهرِ باستانی پلارگیر تقریباً در عرض جغرافیایی تروا قرار می‌گیرند.

💡 قدم برون منه از شارع میانه روی که از کنار غم بیکرانه برخیزد

💡 به بخت اعتماد مکن. از انجام کار نیکو پشیمان مگرد. با هیچ کس دشمنی مکن. و بر ملازمه ی میانه روی و استقامت کن.به خیرات مواظبت کن.

💡 پهلویِ مزامیری یک خط شکسته از نوع خطوط ابجدی است که برای نوشتن فارسی میانه روی کاغذ به کار رفته‌است؛ بنابراین به عنوان یکی از خطوط پهلوی توصیف می‌شود. این خط از راست به چپ معمولاً با فاصله بین کلمات نوشته می‌شد.

ساخره یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
ترد کردن یعنی چه؟
ترد کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز