مربع نشین

لغت نامه دهخدا

مربعنشین. [ م ُ رَب ْ ب َ ن ِ ] ( نف مرکب ) چارزانو نشین، چرا که طور نشستن امرا و سلاطین است. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). آنکه چهارزانو نشیند. کنایه از مهتر و بزرگ قوم:
به تربیع و تثلیث گوهرفشان
مربعنشین و مثلث نشان.نظامی. || معشوق. نگار. شاهد. ( ناظم الاطباء ).
- شاه مربعنشین؛ کنایه از کعبه است. ( فرهنگ فارسی معین ):
خانه خدایش خداست لاجرمش نام هست
شاه مربعنشین، تازی رومی خطاب.خاقانی ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) چار زانو نشیننده. یا شاه مربع نشین. کعبه: خانه خدایش خداست لاجرمش نام هست شاه مربع نشین تازی رومی خطاب. ( خاقانی )

جمله سازی با مربع نشین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به نطع خاک مربع نشین نشد به فراغ جز آن فتاده که چون خشت فرش او ته پاست

💡 به تربیع و تثلیث گوهرفشان مربع نشین و مثلث نشان

پوزیشن یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
سهید یعنی چه؟
سهید یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز