چمن سیر

لغت نامه دهخدا

چمن سیر. [ چ َ م َ س َ / س ِ ] ( ص مرکب ) آنکه در چمن ها بگردد. مرادف چمن گرد. ( از آنندراج ). گردش کننده در باغها. ( ناظم الاطباء ). سیرکننده در باغها و بستان. آنکه در باغ و بستان سیر و سیاحت کند:
الفت هوسم نیست به دلهای چمن سیر
ترسم که مرا با غم خود وانگذارند.حضرت شیخ ( از آنندراج ).رجوع به چمن گرد شود.

فرهنگ فارسی

آنکه در چمن ها بگردد. مرادف چمن گرد. سیر کننده در باغها و بستان.

جمله سازی با چمن سیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دل به خیالت انجمن دیده به حیرتت چمن سیر تأملی که دل تا مژه عید کرده‌ایم

💡 چون نسیم سحری کرد چمن سیر کنان بلبلانند که دیوانه این گلزارند

💡 ما نه امروز ز گلگشت چمن سیر شدیم غنچه بودیم درین باغ که دلگیر شدیم

💡 به نومیدی چمن سیر نگارستان افسوسم حنا داغ‌ست از رنگی که سودنهای کف دارد

💡 دارند بر این سبز چمن سیر چو پرگار هر چند که چون نقطه مرکز به قرارند

💡 گرد سر آن طره، چمن سیر تذروی پر میزد و می گفت: غریبان، وطن این است

جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز