نیکو روی

لغت نامه دهخدا

نیکوروی. ( ص مرکب ) نیکورو. نیک رو. جمیل. خوب صورت. وسیم. خوب روی. ( یادداشت مؤلف ): مردمان این شهر [ حمص ] پاک جامه و بامروت و نیکورویند. ( حدود العالم ). مردمانی دید سخت نیکوروی و خوش سخن و شیرین زبان. ( اسکندرنامه ). غلامان بسیار نیکورویان و تجملی و آلتی سخت تمام داشت. ( تاریخ بیهقی ص 141 ). هشام مردی بود نیکوروی و سپید اما احول بود و خضاب کردی. ( مجمل التواریخ ). زنان مهتران نیکوروی را به افسون بیاوردندی و به ساقی گری بداشتندی. ( مجمل التواریخ ). چشمش در میان نظارگیان بر پسری افتاد چرکین جامه... اماسخت نیکوروی. ( نوروزنامه ). چون چنین کنی فرزند دلاورآید و تمام صورت و نیکوروی و خردمند. ( نوروزنامه ).
چه نیکوروی و بدعهدی که شهری
غمت خوردند و کس را غم نخوردی.سعدی.
نیکوروی. [ رَ ] ( حامص مرکب ) جلدی. چالاکی. ( ناظم الاطباء ). راهواری: جودة؛ نیکوروی اسب. ( از منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) نیک رونده خوش رو: (( جواد اسب نیک رو. ) )

جمله سازی با نیکو روی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سال چون نو گشت فرزند نو آمد شاه را شاه نیکو روی نیکوعهد نیکوخواه را

💡 ابوعبداللّهِ زرّاد را بخواب دیدند گفتند خدای با تو چه کرد گفت مرا بپای کرد و بیامرزید هر گناه که بدان اقرار آوردم که کرده بودم، اندر دنیا، مگر یکی که از آن شرم داشتم که یاد کردمی، اندر عرق بازداشت مرا تا آنگه که همه گوشت از روی من بیفتاد گفتند آن چه بود گفت اندر کودکی نگریستم، نیکو روی و مرا خوش آمد شرم داشتم که آن یاد کردمی.

💡 ابوسعید خرّاز گوید روزی اندر مکّه بباب بنی شَیْبه بگذشتم، جوانی را دیدم سخت نیکو روی مرده، اندر وی نگریستم، تبسّم کرد در روی من و مرا گفت یا باسعید دانستم که محبّان زنده باشند همیشه، اگرچه بمیرند، از سرایی بدیگر سرای شوند.

💡 وه چه نیکو روی جانان دلپذیر کس ندیدم مثل آن بدر منیر

💡 هر کجا صورت جمشید به کنده گرد کنده‌اند، مردی بوده‌است قوی، کشیده ریش و نیکو روی و جعد موی و در بعضی جاها صورت او گرد است و چنان است که روی در آفتاب دارد.

💡 و گفت: وقتی در سفری بودم تشنه شدم چنانکه از تشنگی بیفتادم یکی را دیدم که آب برروی من همی زد چشم بازکردم مردی را دیدم نیکو روی بر اسبی خنک مرا آب داد و گفت: در پس من نشین و من به حجاز بودم چون اندکی از روز بگذشت مرا گفت: چه می‌بینی گفتم مدینه گفت: فرو آی و پیغامبر را علیه السلام از من سلام کن.

ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز