لغت نامه دهخدا
مندهیر. [ م َ ] ( اِخ ) نام شهری بوده از بلاد هندوستان و گجرات که به دست سپاه سلطان محمود غزنوی مفتوح گردیده... ( انجمن آرا ) ( آنندراج ):
چو مندهیر که در مندهیر حوضی بود
چنانکه خیره شدی اندرآن دو چشم فکر.فرخی ( از انجمن آرا ).
مندهیر. [ م َ ] ( اِخ ) نام شهری بوده از بلاد هندوستان و گجرات که به دست سپاه سلطان محمود غزنوی مفتوح گردیده... ( انجمن آرا ) ( آنندراج ):
چو مندهیر که در مندهیر حوضی بود
چنانکه خیره شدی اندرآن دو چشم فکر.فرخی ( از انجمن آرا ).
یامودهرا شهری بود در هندوستان در ۲۴ کیلومتری نهرواله در گجرات که سلطان محمود غزنوی آنجا را متصرف شد: [ چو مندهیر که در مندهیر حوضی بود چنانکه خیره شدی اندران دو چشم فکر ] ( دیوان فرخی سیستانی ص ۷٠ )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چومندهیر که در مندهیر حوضی بود چنانکه خیره شدی اندرو دو چشم فکر