مشکین خط
لغت نامه دهخدا
مشکین خط. [ م ُ / م ِ خ َ ] ( ص مرکب ) مشکین کلاله. ومشکین کمند از اسماء معشوق است. ( بهار عجم ) ( آنندراج ). که خط او چون مشک باشد به رنگ و بوی:
هیچ شک می نکنم کآهوی مشکین تتار
شرم دارد ز تو مشکین خط آهوگردن.سعدی.|| ( اِ مرکب ) خط سیاهی که تازه در رخ معشوق دمیده باشد. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به مشکین و ترکیبهای آن شود.
فرهنگ فارسی
مشکین کلاله و مشکین کمند از اسمائ معشوق است.
جمله سازی با مشکین خط
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سیمینْ ذقنْ ره خالِ هندو خجیره مشکین خط و خالْ ره، رنگ وُ بو خجیره
💡 دود دل کرد سیه روز مرا تا شده ام مایل آن مهوش مشکین خط سیمین خد را
💡 ای دل ز دست برده به مشکین خط خودم یکبار یاد کن به دو انگشت کاغذم
💡 هیچ شک مینکنم کآهوی مشکین تتار شرم دارد ز تو مشکین خط آهو گردن
💡 حسن معشوقه صورت ز تو عنبر گیوست چهره شاهد زیبا ز تو مشکین خط و خال
💡 هر سو پسری چون بدر مشکین خط و سیمیمن صدر در منطقه خدمت ماننده جوزا بین