لغت نامه دهخدا
مدرسه رفته. [ م َ رَ / رِ س َ / س ِ رَ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) مدرسه دیده. علم آموخته. باسواد. ملا.
مدرسه رفته. [ م َ رَ / رِ س َ / س ِ رَ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) مدرسه دیده. علم آموخته. باسواد. ملا.
مدرسه دیده
💡 پوران شریعترضوی فرزند علیاکبر و پری در آبانماه ۱۳۱۳ متولد شد. پدرش تاجر و اصالتاً خراسانی بود، اما خانواده شریعترضوی به تهران کوچ کرده و بچهها در همین شهر به مدرسه رفته بودند.پوران شش برادر و یک خواهر داشت.
💡 در جملهٔ اول، نویسنده احتمالاً چند خواهر دارد و روژینا نقش محدودکننده را بازی میکند. او احتمالاً بر این نکته تأکید دارد که از بین خواهرانش، فقط روژینا به مدرسه رفته است. اما در جملهٔ دوم، نویسنده احتمالاً فقط یک خواهر دارد که نامش روژینا است و همان به مدرسه رفته است. در جملهٔ دوم روژینا نقش محدودکننده ندارد و صرفاً توضیحی اضافه برای معرفی نهاد است.