چوب خانه
لغت نامه دهخدا
چوب خانه. [ ن َ /ن ِ ] ( اِ مرکب ) میان سر خیمه که از چرم کنند و دیرک خیمه در آن جای دهند و خیمه بدان برافرازند. کَرَبَة؛ چوب خانه که در آن سر ستون خانه در کنند. ( منتهی الارب ). || انبار چوب. محل نهادن چوب ( مخصوص به خیمه و جز آن ): و سراپرده و بنه و پایگاه و خزانه و چوب خانه... و بفرمود تا منجنیقها آتش زدند و چوب خانه سلطان و بازار لشکر و هر آلت که نقل نمی شایست کردن بسوختند. ( راحة الصدور راوندی ).
فرهنگ فارسی
میان سر خیمه که از چرم کنند و دیرگ خیمه در آن جای دهند و خیمه بدان بر افرازند ٠ یا انبار چوب ٠
جمله سازی با چوب خانه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پسر عمت از تو بار آرد گر تو آن چوب خانه را نخری
💡 هر عضو من رود به رهی از هجوم ضعف چون خشت و چوب خانه سیلاب بردهای