فرهنگ عمید
گیسوی معشوق که سیاه و خوش بو مانند مشک باشد.
گیسوی معشوق که سیاه و خوش بو مانند مشک باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بگسیختم دل از خم گیسوی حور عین تا حلق من به حلقهٔ مشکین کمند توست
💡 جرمی نکرده حلقهٔ گوشش ولی چه سود آویخته به سایهٔ مشکین کمند او
💡 بر سیمگون موی مشکین کمند به دندان بخست و به دستان بکند
💡 کمین گیری مزور پیشه یی بیدانه صیادی نگار نوخط مشکین کمند عنبرین دامی
💡 سمند قدر تو را جا بسایه طوبی است طناب پلای ز مشکین کمند گیسوی حور
💡 صید از حرم کشد، خم جعد بلند تو فریاد از تطاول مشکین کمند تو