چشم مور

لغت نامه دهخدا

چشم مور. [ چ َ / چ ِ م ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) چشم موری و سر موری. اشیاء خرد و ریزه. ( آنندراج ). || کاغذ و جز آن که برآن افشان بسیار خرد و ریزه کرده باشند. ( آنندراج ). رجوع به چشم موری شود.

جمله سازی با چشم مور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در قطره ای چه جلوه کند بحر بیکنار؟ در چشم مور ملک سلیمان محقرست

💡 گرچه صحرایی است بر مشت غبارم چشم مور دربغل دارد فلکها را دل بگشانده ام

💡 منت روزی چرا از خرمن دو نان کشم؟ من که چشم مور گندم دیده ای سیرم کند

💡 صفحه ی رنگین خوان خود سلیمان جلوه داد از سرشک عاجزان، افشان چشم مور داشت

💡 بود در دیده ما تنگتر از حلقه خاتم به چشم مور اگر ملک سلیمان وسعتی دارد

💡 دلم تنگ تر گشته از چشم مور عجب کاندرو خفته یک شهر شور

فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز