نام یکی از شهرهای بئوسیاست که پوزانیاس و آریستیدس در آنجا بر ماردونیوس سردار ایرانی غالب آمدند (۴۷۹ ق.م.). در زمان جنگهای پلوپونز به آتنیان پیوست و بدین سبب به دست سپاهیان اسپارت در سال ۴۲۷ ق.م. ویران شد و سرانجام اسکندر پادشاه مقدونیه آن را مجدداً آباد کرد. (از حواشی ترجمۀ تمدن قدیم تألیف فوستل دوکلانژ به قلم نصرالله فلسفی).
در باب ارتباط این شهر با تاریخ ایران باستان در تاریخ ایران باستان آمده است: وقتی که آتنیها در ماراتن بودند، اهالی مانند یک نفر به کمک آنان آمدند. جهت این بود که سابقاً پلاته در مقابل اهالی تب از اسپارتیها کمک خواسته بود و آنان جواب داده بودند: «ما از شما دوریم، از آتن کمک بخواهید». بعد چون آتنیها به آنان کمک کرده بودند، اکنون اهالی این شهر خواستند حقشناسی خود را نموده باشند. تعداد اهالی پلاته در جنگ مذکور بنا به روایت ژوستن هزار نفر بوده است. اهالی پلاته با وجود اینکه مردمانی دریایی نبودند، در نبردهای آرتمیزیوم به دلیل رشادت در اعزام نیرو با آتنیها همکاری کردند.
پس از زدوخوردهای متعدد که میان ایرانیان و یونانیان روی داد، یونانیان تصمیم گرفتند که به این محل روند، زیرا این محل به ملاحظات نظامی از اریتره بهتر بود و علاوه بر آن آب فراوان داشت. بنابراین حرکت کرده به سرچشمۀ گارگافی رفتند و به دستههایی تقسیم شده در نزدیکی آندروکرات اردو زدند و مقدمات نبرد پلاته آغاز شد (۴۷۹ ق.م.). این نبرد سرنوشتساز که به شکست قطعی نیروهای ایرانی انجامید، نقطۀ عطفی در جنگهای ایران و یونان به شمار میرود و عملاً به حضور نظامی ایران در سرزمین اصلی یونان پایان داد.