لغت نامه دهخدا
هم پیمانی. [ هََ پ َ / پ ِ ] ( حامص مرکب ) هم پیمان شدن. بر سر کاری با یکدیگر عهد بستن.
هم پیمانی. [ هََ پ َ / پ ِ ] ( حامص مرکب ) هم پیمان شدن. بر سر کاری با یکدیگر عهد بستن.
هم پیمان بودن هم عهدی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با پیمان کی یل در ژانویه سال ۱۸۱۴، به دلیل هم پیمانی دانمارک و نروژ با فرانسه و شکست فرانسه در جنگهای ناپلئون، فردریک ششم پادشاه دانمارک و نروژ میبایست نروژ را به پادشاهی سوئد واگذار میکرد.
💡 دروازهٔ غربی موریا به نام این دورین ثبت است این دروازه در دورهٔ هم پیمانی با الفها ساخته شد در سال ۷۵۰ دورهٔ دوم.
💡 تاریخ بلغارستان در طول جنگ جهانی دوم شامل یک دوره اولیه بیطرفی تا اول مارس سال ۱۹۴۱، دوره اتحاد با نیروهای محور تا ۹ سپتامبر سال ۱۹۴۴ (ورود ارتش سرخ به بلغارستان) و دوره هم پیمانی با متفقین در سال پایانی جنگ میشود.