نیم کاره

لغت نامه دهخدا

نیم کاره. [ رَ / رِ ] ( ص مرکب ) مزدور. ( آنندراج ) ( برهان قاطع ). نیم کار. ( آنندراج ). ظاهراً نیمه کاره به معنی آنکه با نیمه آجر کار کند. فعله. ( فرهنگ نظام ) ( حاشیه برهان قاطع چ معین ). || شاگرد. ( برهان قاطع ). رجوع به نیم کار شود. || ناتمام. ( برهان قاطع ). ناقص. ( غیاث اللغات ).به اتمام نرسیده. در نیمه کار رهاشده:
تا نقش تو زمانه بر پیرهن کشید
بر کارگاه گردون مه نیم کاره ماند.امیرخسرو ( از آنندراج ).ناله نیم کاره دل ماست
نفس سست رگ تمام نکرد.ظهوری ( از آنندراج ). || نیم ساخته. ( غیاث اللغات ).
- درم نیم کاره؛ سکه ای که نقشی بر آن ضرب نشده است:
باد هر ساعت از شکوفه کند
پر درم های نیم کاره چمن.فرخی.- نیم کاره گذاشتن؛ کاری را ناقص و به پایان نارسانده رها کردن.
- نیم کاره ماندن؛ ناقص و ناتمام ماندن. به پایان نرساندن. به کمال نرسیدن. به انجام نرسیدن.

فرهنگ عمید

۱. هر چیز ناتمام، ناقص.
۲. ویژگی کاری که نصف آن را انجام داده باشند.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - مزدور کارگر.۲ - شاگرد. ۳- هر چیز ناتمام.

جمله سازی با نیم کاره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو نیم کاره شد این قصه چون دهان بستی ز بیم ولوله و شر و فتنه و فریاد

💡 من نیم کاره گفتم باقیش تو بگو تو عقل عقل عقلی و من سخت کودنم

💡 نظر به شواهد و آثار بدست آمده‌ای چون زمین‌های خیش خورده، کرت‌بندی شده و... می‌توان یکی از این واحدها را بنام محله کشاورزان و محله دیگری را به لحاظ کشف تعداد زیادی مهره‌های ساخته شده سالم، نیم کاره و شکسته شدهِ در حین انجام کار، محله جواهرسازان نام دارد.

هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز