قدسیان

لغت نامه دهخدا

قدسیان. [ ق ُ ] ( اِ ) ج ِ قدسی. فرشتگان و صلحاء و اولیأاﷲ و روحانیان. ( آنندراج ):
صبحدم از عرش می آمد خروشی عقل گفت
قدسیان گوئی که شعر حافظ از بر میکنند.حافظ.در بارگاه قدس که جای ملال نیست
سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است.محتشم کاشانی.رجوع به قدسی شود.
قدسیان. [ ق ُ ]( اِخ ) دهی است از دهستان مؤمن آباد بخش درمیان شهرستان بیرجند. واقع در 71هزارگزی جنوب باختری درمیان سر راه شوسه بیرجند به سهل آباد. دامنه، معتدل و سکنه آن 84 تن است. آب آن از قنات تأمین میشود. محصول آنجا غلات و لبنیات و شغل اهالی زراعت و مالداری است.راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان مومن آباد بخش درمیان شهرستان بیرجند واقع در ۷۱ هزار گزی جنوب باختری درمیان سر راه شوسه بیرجند به سهل آباد دامنه معتدل و سکنه آن ۸۴ تن.

دانشنامه عمومی

قدسیان یک روستا در ایران است که در دهستان نهارجان شهرستان سربیشه واقع شده است.

جمله سازی با قدسیان

💡 خانم بزرگ نازنین با قدسیان شد همنشین واندر جوار حور عین آسود در مهد جنان

💡 جد تو آدم بهشتش جای بود قدسیان کردند بهر او سجود

💡 زوار بر حریم وی آهسته پا نهید کز خیل قدسیان همه فرشش ز شهپر است

💡 به نیزه چون سر سلطان انس و جان کردند به پای نیزه به سر خاک قدسیان کردند

💡 کی نعت تو حدّ خاکیان است؟ زیب دم پاک قدسیان است

💡 در بارگاه قدس که جای ملال نیست سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است

اتی یعنی چه؟
اتی یعنی چه؟
وادی یعنی چه؟
وادی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز