در یکی از معانی، «هیش» به معنای تباهی افکندن یا نابود کردن آمده است که نشاندهنده ایجاد فساد یا از بین بردن چیزی است. همچنین در برخی منابع لغوی، این واژه به معنای جنبیدن یا حرکت کردن نیز ذکر شده است. در کاربردی دیگر، «هیش» به معنای برانگیختن یا تحریک کردن به کار میرود و میتواند به آغاز حرکت یا هیجان اشاره داشته باشد. گاهی نیز این واژه در معنای برانگیخته شدن یا واکنش نشان دادن آمده است که حالت انفعالی را بیان میکند. از سوی دیگر، در برخی متون، به معنای نرم دوشیدن یا فراهم آوردن چیزی نیز ذکر شده است که بیشتر در کاربردهای قدیمی دیده میشود. همچنین در حوزه گفتار، این واژه به معنای سخن بسیار گفتن یا پرحرفی کردن نیز آمده است. در برخی منابع، «هیش» با معنای طرب کردن یا شادی و نشاط داشتن نیز ارتباط داده شده است. افزون بر این، در معنای دیگر، «هیش» هممعنای «هیچ» دانسته شده و به مفهوم عدم، نیستی یا بیارزشی اشاره دارد. در مجموع، این کلمه واژهای چندمعنایی است که از مفاهیم حرکتی و احساسی تا معنای «هیچ و نیستی» را در بر میگیرد و در متون قدیم کاربردهای متنوعی داشته است.
هیش
لغت نامه دهخدا
هیش. [هََ ] ( ع مص ) تباهی افکندن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || جنبیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ). || برانگیختن. || برانگیخته شدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || نرم دوشیدن. || فراهم آوردن. || سخن بسیار گفتن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ). || طرب کردن. ( از اقرب الموارد ).
هیش. ( اِ، ص، ق ) بر وزن و معنی هیچ است که لاشی و معدوم باشد. ( برهان ) ( انجمن آرا ) ( آنندراج ):
امروز در این دور دریغی نخورد هیش
از عدل تو یک سوخته بر عدل عمربر.سنایی.هرکه آمد هرکه آید میرود
این جهان محنت سرایی بیش نیست
احمد جامی تو را پندی دهد
آخرت را باش دنیا هیش نیست.احمد ژنده پیل ( از آنندراج ).|| ( اِ ) بافته ای را گویند از کتان که بیشتر در بلاد هندوستان بافند. || آهن جفت و آن آهنی باشد که زمین را به آن شیار کنند. ( برهان ) ( انجمن آرا ). خیش.
فرهنگ عمید
= هیچ
فرهنگ فارسی
بر وزن و معنی هیچ است که لا شئی و معدوم باشد بافته را گویند از کتان که بیشتر در بلاد هندوستان بافند
دانشنامه عمومی
هیش ( به هلندی: Heesch ) یک منطقهٔ مسکونی در هلند است که در برن هیزه واقع شده است. هیش ۱۲٬۵۴۷ نفر جمعیت دارد.