نیک فال
مترادفها
فال نیک، خوشیمن
متضادها
بد فال، بدشگون
لغت نامه دهخدا
نیک فال. ( ص مرکب ) خجسته فال. نیک اختر. ( ناظم الاطباء ). خوش طالع. ( فرهنگ فارسی معین ). میمون. خجسته. فرخنده:
یافتستی روزگار امروز کن
خویشتن را نیک روز و نیک فال.ناصرخسرو.به تدبیر پیران بسیارسال
به دستوری اختر نیک فال.نظامی.بدانست پیغمبر نیک فال
که گبر است پیر تبه بوده حال.سعدی.
فرهنگ فارسی
(صفت ) خجسته فال نیک اختر خوش طالع.
جمله سازی با نیک فال
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بدانست پیغمبر نیک فال که گبر است پیر تبه بوده حال
💡 چون نباشد نیکبخت و نیکروز و نیک فال آنکسی کو را نظر در چشم سامانی کند
💡 نیک حال و نیک فال و نیک خوی و نیک خواه نیک بخت آن کس که با وی جنبش جولان کند
💡 مرا خورشید طالع نیک فال است ولیکن ماه دشمن در وبال است»
💡 رقم کشد که بدستم هلاک خواهی شد بروزگار من این نیک فال تا چکند