نیمه رسمی

مترادف‌ها

نیمه‌رسمی

متضادها

غیررسمی

لغت نامه دهخدا

نیمه رسمی. [ م َ / م ِ رَ ] ( ص نسبی ) آنچه که رسمی باشد ولی نه کاملاً: لباس نیمه رسمی. ( فرهنگ فارسی معین ).
- روزنامه نیمه رسمی؛ روزنامه ای که ظاهراً مربوط به افراد ملت است و با سرمایه مردم منتشر می شود و در نشر اخبار متکی به واقعیات است اما عملاً متعلق به دولت است و با کمک دولت و برای حفظ مصالح دولت منتشر می شود.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنچه که رسمی باشد ولی نه کاملا: (( لباس نیمه رسمی ) ): (( اعضائ صنف... از کناره گیری نیمه رسمی اش نا راضی بودند. ) )

جمله سازی با نیمه رسمی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بسیاری از زنان روستایی لائوس نقش‌های نیمه رسمی مختلفی را در جوامع خود بر عهده می‌گیرند، از جمله صنایع دستی، بازرگانی، بهداشت عمومی، و آموزش، علاوه بر نقش‌های سنتی خود به عنوان خانه‌دار و مراقب کودکان. در شهرها و در سطح دولتی، زنان لائوس، به ویژه در مناصب سطح بالا، کمتر حضور دارند. از نظر دستمزد، زنان معمولاً حقوق کمتری نسبت به مردان دریافت می‌کنند.

💡 تومان ( گفتار عامیانه: تُمَن) یکای شمارش و یکای پول نیمه رسمی ایران است که به‌طور پیوسته از قرن هفتم هجری تاکنون به عنوان یکای پول در ایران کاربرد داشته‌است[نیازمند منبع] و با وجود تغییر واحد پول ایران در سال ۱۳۰۸ به ریال، مردم همچنان از واحد شمارش تومان استفاده می‌کنند.

💡 در جلسات نیمه رسمی که حضور دوستان و همکاران نزدیک در آن متداول است، رعایت دقیق آداب معاشرت و پوشش مناسب اهمیت بسیار زیادی دارد.

💡 نامه‌های نیمه رسمی معمولاً لحنی دوستانه اما در عین حال محترمانه دارند و برای ارتباط با افرادی که شناخت نسبی از آن‌ها داریم استفاده می‌شوند.

💡 برخورد بسیار مودبانه او در آن مهمانی که یک فضای نیمه رسمی داشت، باعث شد تا بتواند با همه افراد حاضر در جمع به خوبی ارتباط برقرار کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران