نیم نگاه

مترادف‌ها

نگاه گذرا، نگاه کوتاه، نگاه سریع

متضادها

نگاه کامل

لغت نامه دهخدا

نیم نگاه. [ ن ِ ] ( اِ مرکب ) نگاه غیر کامل. نیم نظر. ( فرهنگ فارسی معین ). نگاهی سرسری.
- نیم نگاهی نکردن ( نیفکندن )؛ اندک اعتنائی نکردن و التفاتی ننمودن.

فرهنگ فارسی

( اسم ) نگاه غیر کامل نیم نظر: ((... حتی نیم نگاهی بنامزدش نیفکند. ) )

جمله سازی با نیم نگاه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 قانع نشد به نیم نگاه تو محتشم خاشاک نیم‌سوز ز آتش حذر نکرد

💡 این غزال از چه نژاد است که در نیم نگاه کمترین صید شکار افکن او شیر آید

💡 بیگانه شدم زهر دو عالم از نیم نگاه آشنایش

💡 حاصل شود به نیم نگاه تو کام ما ای لطف ناتمام تو عیش تمام ما

💡 با یک نیم نگاه به افق دوردست، او توانست تغییر رنگ آسمان را پیش از شروع طوفان بزرگ و تغییر ناگهانی جو، به خوبی تشخیص دهد.

💡 گاهی اوقات تنها یک نیم نگاه به جزئیات کوچک در یک نقاشی می‌تواند معنای بسیار عمیق و متفاوتی را برای بیننده و هنرمند آشکار سازد.

💡 او بدون اینکه نیم نگاهی به اطراف بیندازد، با عجله از اتاق خارج شد و اجازه نداد کسی بتواند از حالات پریشان چهره او چیزی بفهمد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران