نیم مرد

نیم مرد

واژه «نیم‌ مرد» در فرهنگ فارسی به معنای کسی است که در مردانگی کامل نیست یا به تعبیر دیگر، نصف یک مرد به حساب می‌آید. این اصطلاح اغلب بار ارزشی و اجتماعی دارد و می‌تواند اشاره به ضعف یا کمبود ویژگی‌های جسمی، شجاعت یا قدرت مردانه داشته باشد.

به طور کلی، مفهوم «نیم‌ مرد» ترکیبی از کمبود در ویژگی‌های جسمی، شجاعت یا قدرت مردانه است و در ادبیات کلاسیک فارسی گاه به صورت کنایه یا انتقاد اجتماعی به کار رفته است. این اصطلاح بیشتر جنبه ارزیابی و مقایسه‌ای دارد و بیانگر معیارهای مردانگی در فرهنگ سنتی است.

لغت نامه دهخدا

نیم مرد. [ م َ ] ( ص مرکب ) که در مردی تمام نیست. || که نصف یک مرد به حساب می آید:
زن ارچه دلیر است و بازور دست
همان نیم مرد است هر چون که هست.اسدی.

فرهنگ فارسی

که در مردی تمام نیست

جمله سازی با نیم مرد

💡 بسی گشته‌ام در فراز و نشیب نیم مرد گفتار و بند و فریب

💡 من همانا که نیستم مردم چون نیم مرد رود و مجلس و کاس

💡 بدو گفتم ای بت نیم مرد خواب یکی شمع پیش آر چون آفتاب

💡 گفت شیخا من نیم مرد فضول هر چه فرمایی به جان دارم قبول

💡 چون نیم مرد فرش و ایوانش من غلام غلام دربانش

بی عرزه یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
مفتوح یعنی چه؟
مفتوح یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز