لغت نامه دهخدا
نیفتادن. [ ن َ ی ُ دَ ] ( مص منفی ) مقابل افتادن. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به افتادن شود.
نیفتادن. [ ن َ ی ُ دَ ] ( مص منفی ) مقابل افتادن. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به افتادن شود.
مقابل افتادن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 داستان این فیلم در مورد یک طوفان سهمگین در فلوریدا آمریکا میباشد که باعث شدهاست یک دختر و پدرش در زیر زمین خانه خود گیر کنند در این میان متوجه میشوند چند تمساح نیز در زیر زمین خانه آنها زندگی میکنند که بر اثر طوفان به زیرزمین خانه کشیده شدهاند. حال این دختر و پدر برای بقا و گیر نیفتادن در دام این تمساحها تلاش میکنند.
💡 اشعار «اتاقهای در بسته» بدیع و ساده بود، ولی کمبود موسیقی و در نتیجه جا نیفتادن پارهای از کلمات در بافت اشعار، آن را به مجموعه ترجمهای تشبیه کرده بود؛ بهویژه آنکه نوع تصویرسازی و بسیاری از اشیا مورد توجه شاعر هم، بیشتر رنگ و بوی فرنگی داشت؛ مثل «ماهنوردان» و «جنگ جهانی» که از طریق مجلات میرسید.
💡 گفته میشود که در این هواپیما قابلیتی پیشبینی شدهاست تا در صورت افتادن به دست دشمن، خودش را منفجر کند، و نیفتادن این اتفاق میتواند نقص فنی باشد؛ زیرا هرگونه رمز گشایی باعث انفجار این پهپاد خواهد شد؛ زیرا فقط یک کانکشن برای ارتباط با این پهپاد طراحی شدهاست؛ و قطع ارتباط به معنی فشردن دکمهٔ انفجار است.[نیازمند منبع]