لغت نامه دهخدا
نکوچشمی. [ ن ِ چ َ / چ ِ ] ( حامص مرکب ) صفت نکوچشم. رجوع به نکوچشم شود.
نکوچشمی. [ ن ِ چ َ / چ ِ ] ( حامص مرکب ) صفت نکوچشم. رجوع به نکوچشم شود.
صفت نکو چشم.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز من خون می خورد چشمش ولی چون بینمش گویم نکو چشمی است این، یارب! ز چشم بد نگهدارش