نقره ای

لغت نامه دهخدا

نقره ای. [ ن ُ رَ / رِ ] ( ص نسبی ) منسوب به نقره. از جنس نقره. که از نقره ساخته شده است. || به رنگ نقره. سپید چون سیم. نقره فام. نقره گون.

فرهنگ فارسی

منسوب به نقره ٠ از جنس نقره ٠ که از نقره ساخته شده است ٠ یا به رنگ نقره ٠ سپید چون سیم ٠ نقره فام ٠ نقره گون ٠

جمله سازی با نقره ای

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هر چند که زمانی که من دست اندر کار معصیت بودم، بسا که تو نیز با من بودی، آن روزگارانی که می نشستیم و جامهای نقره ای رنگ را در دست بدست می دادیم.

💡 نقره ای: فقط در نسخهٔ پرندگان خشمگین ۲ و نسخهٔ تبدیل شوندگان حضور دارد. کار این پرنده تقریباً مثل ماتیلدا است، اما نقره ای به جای پرتاب تخم انفجاری به پایین، خودش در هوا می‌چرخد و سپس به سمت پایین می‌آید و ساختمان‌های زیر را خراب می‌کند.

💡 در سبک جدید حکاکی آینه، لیزر از طریق لایه نقره ای بازتابنده در عقب آینه پالس (حرکت ضربان مانند) می‌زند. در نتیجه، سمت شیشه‌ای یک آینه حکاکی شده با لیزر، دست نخورده باقی می‌ماند و خواص کامل انعکاسی آینه اصلی را حفظ می‌کند.

💡 هرچند که او در تصمیمی از سینما دور شد اما ظهور گاه و بی گاهش بر پرده نقره ای مخاطبان سینمای ایران را به یاد نقش های ماندگاری انداخت که در سال های جوانی ایفا کرد.

💡 2=برونفکن قطعا یک طناب نقره ای را به پشت کمر خود میبیند اما متصور نمیبیند مگر اینکه آنرا ایجاد کند

فاک یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز