نفس درازی

لغت نامه دهخدا

نفس درازی. [ ن َ ف َ دِ ] ( حامص مرکب ) زیاده گوئی. ( آنندراج ). پرگوئی. یاوه گوئی. ( ناظم الاطباء ):
یک دم بس است هستی گر هست سرفرازی
عمر زیاد نَبْوَد غیر از نفس درازی.میرزایحیی ( از آنندراج ). || مراد ضبطنفس است و تشبیه در مطلق طول بنا بر رعایت اشتراک لفظی است، در این بیت ظهوری:
دگربه طول مقالم مکن ظهوری عیب
نفس درازی غواص را هنر گیرند.؟ ( ازآنندراج ).

فرهنگ فارسی

زیاده گوئی. پر گوئی. یاوه گوئی.

جمله سازی با نفس درازی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 با تو گفته‌ام حرفی شرح و بسط آن با تست من نفس درازی را این قدر نمی‌دانم

💡 چنان که مهر خموشی سپند آفت‌هاست نفس درازی بی‌جا کمند آفت‌هاست

💡 به محفلی‌که دل آیینهٔ رضاطلبی‌ست نفس درازی اظهار پای بی‌ادبی‌ست

💡 جمعند در انجمن چو ارباب عناد خیزد ز نفس درازی خامه فساد

دودول یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز